محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

3642

تاريخ الطبرى ( فارسي )

از او مىداشتم و به طلب وى بر نمىآمدم . » گويد : حجاج بن جاريه همچنان ترسان بود تا عدى بن وتاد معزول شد و خالد بن عتاب بيامد كه پيش او رفتم و دربارهء حجاج سخن كردم كه امانش داد . ابو جعفر گويد : در اين سال ميان ازارقه ، ياران قطرى بن فجاه ، خلاف افتاد ، بعضى از آنها با قطرى مخالفت كردند و از او جدا شدند و با عبد رب الكبير بيعت كردند و بعضى ديگر بر بيعت قطرى بماندند . سخن از سبب وقوع اختلاف ميان خوارج از ارقه كه موجب هلاكشان شد يوسف بن يزيد گويد : مهلب از آن پس كه حجاج ، عتاب بن ورقا را از اردوى وى ببرد نزديك يك سال در شاپور ببود و با قطرى و يارانش ، خوارج ازارقه ، نبرد كرد ، آنگاه در نبرد بستان به آنها حمله برد و نبردى سخت كرد . گويد : كرمان در تصرف خوارج بود و فارس در تصرف مهلب بود و آنجا كه بودند به سختى افتادند كه از راه فارس چيزى به آنها نمىرسيد و از ولايت خويش دور افتاده بودند . پس حركت كردند و سوى كرمان رفتند . مهلب از پى آنها برفت و در جيرفت جاى گرفت . جيرفت شهر معتبر كرمان بود . مهلب بيشتر از يك سال آنجا با خوارج نبرد كرد و از همه فارس بيرونشان راند . و چون همهء فارس به تصرف مهلب آمد حجاج عاملان خويش را آنجا فرستاد و از مهلب بگرفت و چون اين خبر به عبد الملك بن مروان رسيد به حجاج نوشت : « اما بعد ، خراج كوهستان فارس را به دست مهلب واگذار كه سپاه « را نيرويى بايد و سپاهدار را كمكى بايد . ولايت فسا و دارا بگرد و ولايت « استخر را به وى واگذار » گويد : پس حجاج فارس را به مهلب واگذاشت و مهلب عاملان خويش را